تحلیل تقاضا و تأمین در حال توسعه
گزارشگیری هوشمند
فصل فروش را پیش از رسیدنش میبینید.
مسئله: تقاضا فصلی است، سابقهاش هم ثبت شده، ولی کسی بهموقع آن را نمیخواند. یک توزیعکننده میبیند فروش یک داروی ضدانگل درست در همان هفتههایی بالا رفته که پارسال بالا رفته بود — و این را وقتی میفهمد که موجودیاش تمام شده: قفسه خالی است، رسیدن کالا از کارخانه شش هفته طول میکشد، و سفارش کلینیکهای دامپزشکی در آن ماه به رقیب میرسد. این فروش را نه قیمت از دست داد و نه کیفیت خدمات؛ آن جهش همانجا در ارقام سال قبل ثبت شده بود و کسی نخواندش، چون سفارش خرید هنوز از روی حافظه تصمیمگیری میشد. در سمت دیگر زنجیره، تولیدکننده همین اشتباه را برعکس تکرار میکند: خط تولید را برای کالاهایی میبندد که فصل قبل فروش رفتهاند، نه کالاهایی که فصل بعد خواسته میشوند. هر صنعتی که فروشش منحنی فصلی دارد و تأمین کالایش زمان میبرد، همین شکاف را دارد؛ در پخش دارو فقط گرانتر تمام میشود، چون کمبود دارو یعنی نسخهای که پیچیده نمیشود.
سامانهای تحت وب که از روی سابقهٔ فروش و سفارش خودِ شرکت نشان میدهد تقاضا چطور تغییر میکند، طوری که بشود بر اساسش برنامهریزی کرد: برای هر کد کالا، هفتهبههفته، در مقایسه با همان هفتهها در سالهای قبل. برای هر دو طرف زنجیرهٔ تأمین کاربرد دارد: تولیدکنندهای که باید برنامهٔ تولید را تنظیم کند، و توزیعکنندهای که باید سفارش خرید را آنقدر زود ثبت کند که کالا پیش از شروع فصل برسد. داروهای دامپزشکی روشنترین نمونهاند: فروش ضدانگل، آنتیبیوتیک و واکسن در طول سال بالا و پایین میرود و این را چرخهٔ پرورش دام و آبوهوا تعیین میکند؛ ولی تصمیم به تولید یا خرید آنها ماهها پیش از بالا رفتن تقاضا گرفته میشود.
جزئیات فنی: معیار تقاضا پیش از هر چیز یک محاسبهٔ ساده روی تراکنشهای خودِ شرکت است، و هر عددی که نشان داده میشود به سفارشهای پشتش باز میشود؛ عددی که نشود ردش را گرفت، عددی است که کسی بر اساسش تصمیم نمیگیرد. جمعبندیها داخل PostgreSQL و روی سابقهٔ ایندکسشده و پارتیشنبندیشده انجام میشود، نه در لایهٔ برنامه، و گزارشهای زمانبندیشده هم همانجا ساخته میشوند. تقویم جدی گرفته شده است: هفتهٔ شمسی و میلادی بر هم منطبق نیستند و مقایسهٔ سالبهسالی که چند روز جابهجا باشد، از نبودنش بدتر است. جایی که منحنی واقعاً نامنظم است — کالای تازه، سابقهٔ ناقص، یا یک سفارش عمدهٔ استثنایی که آمار یک هفته را به هم میریزد — یک مدل فقط اولویتبندی میکند که برنامهریز به کدام مورد نگاه کند. جای محاسبه را نمیگیرد و خودش سفارشی ثبت نمیکند.
- سابقهٔ تقاضا در سطح هر کد کالا، خواندهشده از همان سامانههایی که امروز استفاده میشود
- مقایسهٔ دقیق: این هفته با همان هفته در سال قبل و این فصل با همان فصل، با در نظر گرفتن اینکه هفتههای شمسی و میلادی بر هم منطبق نیستند
- نمودار فروش هر کالا و هر گروه کالا در طول سال، از روی سابقهٔ خودِ شرکت و نه میانگین صنعت
- هشدار زودهنگام دربارهٔ تغییر نسبت به سال قبل، تا هنوز فرصت باشد سفارش پیش از فصل برسد
- مقایسهٔ موجودی با زمان تأمین: چه چیزی در انبار است، چه چیزی در راه است، و با نرخ فروش فعلی کِی تمام میشود
- یک نمای برنامهریزی تولید و یک نمای خرید و تأمین، هر دو از روی یک سابقه
- گزارشهایی که خودشان طبق زمانبندی ساخته میشوند و پیش از تصمیم به دست شما میرسند، نه بعد از آن